<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rdf:RDF xmlns="http://purl.org/rss/1.0/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/">
	<title>یاس کبود مدینه</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/</link>
	<description></description>
	<dc:language>fa-IR</dc:language>
	<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>
	<items>
		<rdf:Seq>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولادت-امیر-المومنین-علی-بن"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/شرح-مختصر-زندگاني-مولف-شهيد-1"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/زندگينامه-و-جایگاه-حضرت-معصومه-2"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ده-جمله-از-رهبر-انقلاب-1"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولایت-فقیه-در-قانون-اساسی"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/احترام-و-محبت-به-انسان"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/رمز-پیروزی-انقلاب-اسلامی-از"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/مادر-شهید-1"/>
				</rdf:Seq>
	</items>
</channel>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولادت-امیر-المومنین-علی-بن">
	<title>ولادت امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولادت-امیر-المومنین-علی-بن</link>
	<dc:date>1394-02-11T19:20:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>بدون موضوع</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;/media/blogs/yasekabodemadine/images%20علی%20(ع).jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;453&quot; height=&quot;237&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنا به نوشته مورخين، امام على(ع) در روز جمعه 13 رجب سال سى‌‏ام عام الفيل و در خانه‌ی خدا متولد شدند.&lt;br /&gt;پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی پيامبر(ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراين امام على(ع) از هر دو طرف هاشمى نسب است.&lt;br /&gt;مادر اين حضرت، خداپرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى می‌كرد و پيوسته به درگاه خدا مناجات كرده و تقاضا می‌نمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند.&lt;br /&gt; فاطمه بنت اسد، مادر امير المؤمنين(ع)، در حالي كه هنگام تولد فرزندش فرا رسيده بود به زيارت خانه‌ی خدا رفت و گفت:&lt;br /&gt;&amp;#8220;خدايا من به تو و به آن چه از رسولان و كتاب‌ها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق می‌كنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است. به حق آن كه اين خانه را ساخته و به حق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان&amp;#8221;&lt;br /&gt;در اين هنگام به فرمان خدا، ديوارهای خانه‌ی خدا (كعبه) شكافت و فاطمه به درون خانه رفت و ديوار به هم بر آمد. فاطمه پس از سه روز بيرون آمد و در حالی كه اميرالمؤمنين(ع) را در بغل داشت، گفت من به خانه خدا وارد شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد: &amp;#8220;اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى می‌فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأديب‌اش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بت‌ها را در خانه من می‌شكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان می‌گويد و مرا تقديس و پرستش می‌نمايد. خوشا بر كسی كه او را دوست داشته باشد و فرمانش را اطاعت كند و واى بر كسى كه با او دشمنی كرده و از او نافرمانی كند.&amp;#8221;&lt;br /&gt;و چنين افتخاري منحصر به فردى كه براى على(ع) در اثر ولادت در درون كعبه حاصل شده است براي احدى از عموم افراد بشر به دست نيامده است.&lt;br /&gt;در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل (پيش از آن كه به دستور نداى غيبى، نام علی را برای آن حضرت برگزيند) نام وی را حيدر انتخاب كرده بود؛ و چون نام آن حضرت على گذاشته شد، &amp;#8220;حيدر&amp;#8221; يكی از القاب آن حضرت گرديد. از ديگر القاب مشهور آن حضرت &amp;#8221; اسدالله، مرتضى، اميرالمؤمنين و اخو رسول‌الله&amp;#8221; بوده و كنيه‌های ايشان نيز &amp;#8220;ابوالحسن و ابوتراب&amp;#8221; است. همچنين فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم(ص) نيز به منزله‌ی مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آن حضرت ايمان آورد و به مدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم(ص)، پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بر جنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولادت-امیر-المومنین-علی-بن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p><img src="/media/blogs/yasekabodemadine/images%20علی%20(ع).jpg" alt="" width="453" height="237" /></p>
<p>بنا به نوشته مورخين، امام على(ع) در روز جمعه 13 رجب سال سى‌‏ام عام الفيل و در خانه‌ی خدا متولد شدند.<br />پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی پيامبر(ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراين امام على(ع) از هر دو طرف هاشمى نسب است.<br />مادر اين حضرت، خداپرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى می‌كرد و پيوسته به درگاه خدا مناجات كرده و تقاضا می‌نمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند.<br /> فاطمه بنت اسد، مادر امير المؤمنين(ع)، در حالي كه هنگام تولد فرزندش فرا رسيده بود به زيارت خانه‌ی خدا رفت و گفت:<br />&#8220;خدايا من به تو و به آن چه از رسولان و كتاب‌ها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق می‌كنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است. به حق آن كه اين خانه را ساخته و به حق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان&#8221;<br />در اين هنگام به فرمان خدا، ديوارهای خانه‌ی خدا (كعبه) شكافت و فاطمه به درون خانه رفت و ديوار به هم بر آمد. فاطمه پس از سه روز بيرون آمد و در حالی كه اميرالمؤمنين(ع) را در بغل داشت، گفت من به خانه خدا وارد شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد: &#8220;اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى می‌فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأديب‌اش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بت‌ها را در خانه من می‌شكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان می‌گويد و مرا تقديس و پرستش می‌نمايد. خوشا بر كسی كه او را دوست داشته باشد و فرمانش را اطاعت كند و واى بر كسى كه با او دشمنی كرده و از او نافرمانی كند.&#8221;<br />و چنين افتخاري منحصر به فردى كه براى على(ع) در اثر ولادت در درون كعبه حاصل شده است براي احدى از عموم افراد بشر به دست نيامده است.<br />در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل (پيش از آن كه به دستور نداى غيبى، نام علی را برای آن حضرت برگزيند) نام وی را حيدر انتخاب كرده بود؛ و چون نام آن حضرت على گذاشته شد، &#8220;حيدر&#8221; يكی از القاب آن حضرت گرديد. از ديگر القاب مشهور آن حضرت &#8221; اسدالله، مرتضى، اميرالمؤمنين و اخو رسول‌الله&#8221; بوده و كنيه‌های ايشان نيز &#8220;ابوالحسن و ابوتراب&#8221; است. همچنين فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم(ص) نيز به منزله‌ی مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آن حضرت ايمان آورد و به مدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم(ص)، پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بر جنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولادت-امیر-المومنین-علی-بن">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/شرح-مختصر-زندگاني-مولف-شهيد-1">
	<title>شرح مختصر زندگاني مولف شهيد استاد مرتضي مطهري</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/شرح-مختصر-زندگاني-مولف-شهيد-1</link>
	<dc:date>1394-02-11T18:51:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>بدون موضوع</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;/media/blogs/yasekabodemadine/motahari.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;548&quot; height=&quot;189&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زنداني مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند. گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انديشه‌هاي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري همواره به عنوان اسلام‌شناسي آگاه، عالمي زمان شناس، دانشمندي دردآشنا و فيلسوفي توانا مورد علاقة فرهيختگان و جوانان فكور بوده و مي‌باشد. استاد شخصيتي بود كه پاسخ‌گويي به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فكري و عقيدتي را وجهة همّت خويش ساخت تا بدانجا كه در قبال اين مجاهدت عظيم علمي جان خويش را فداي آرمان خود ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام خميني (ره) در پيام تسليت خويش به مناسبت شهادت استاد فرمودند: «مطهري شخصيتي بود كه عمر شريف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجروي‌ها و انحرافات مبارزة سرسختانه كرد.» اين سخن امام جهت‌گيري اساسي فعاليّت‌هاي شهيد را نمايان مي‌سازد. استاد مطهرى هم در علم كلام و احاطه بر انديشه هاى متكلمين اسلامى و هم در فلسفه اسلامى و آگاهى بر نظريات فلسفه اسلامى تبحر خاصى داشت.وى از اين جهت بسيار عزيزالوجود و كمياب بود و از معدود افرادى بود كه واقعاً فلسفه اسلامى را درك كرده و لذت آن را چشيده و به اهميت اين ميراث گرانبها پى برده بود.كتاب ها و مقالاتى كه از استاد مطهرى منتشر شده و يا در شرف انتشار است و بيشتر جنبه فلسفى دارد عبارت است از:۱- مقدمه و پاورقى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم (۵ جلد) ۲- علل گرايش به مادى گرى۳- انسان و سرنوشت۴- آشنايى با علوم انسانى (منطق و فلسفه)۵- تصحيح و تعليق كتاب التحصيل۶- بخشى از كتاب سيرى در نهج البلاغه۷- مقالات فلسفى۸- نقدى بر ماركسيسم۹- شرح منظومه۱۰- شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)۱۱- حركت و زمان (تاكنون دو جلد آن منتشر شده است.)۱۲- درس هاى شفا (۱)درس و بحث علوم رسمى عقلى و نقلى نتوانست مانند بعضى از از طلاب حوزه علميه استاد مطهرى را از قرآن دور نگه دارد. او كه به قرآن و معارف قرآنى سخت عشق مى ورزيد ارتباط و انس نزديكى با قرآن داشت.وى جلسات تفسير متعددى در تهران داشته اند كه شروع آن از سال ۱۳۳۴ بوده است. براى نمونه مى توان جلسه تفسير ايشان در قلهك كه به مدت پانزده سال ادامه داشته است و نيز درس هاى تفسير ايشان در مسجدالجواد را نام برد. او نسبت به نهج البلاغه و حضرت على(ع) علاقه خاصى داشت. با اين كتاب مانوس بود و معمولاً در سخنرانى ها هر جا مناسبتى پيش مى آمد به فرازهايى از نهج البلاغه اشاره مى كرد.به عرفان نظرى و عملى هر دو واقف بود و در اين مورد از محضر اساتيد متعددى بهره برده بود. به علم اخلاق همانند ديگر فنون فرهنگ اسلامى آشنايى كامل داشت. كتب بسيارى را در علم اخلاق مطالعه كرده بود و به معارف ارزشمندى در مورد فلسفه اخلاق رسيده بود كه نمونه اى از آن را مترجم كتاب كليات فلسفه با استفاده از تقريرات استاد مرتضى مطهرى ذكر كرده است. (كتاب كليات فلسفه، ترجمه دكتر سيدجلال الدين مجتبوى)مطهرى بيش از ۲۵ سال با مجامع و سمينارهاى علمى و دانشگاهى در ارتباط بود از اين رو توانست بيش از همه به دردها و مشكلات آنها و روح غالب بر افكار آنها پى ببرد. آنچه نگارندة اين سطور در اين نوشتار دنبال مي‌كند، نقش و تأثير خود استاد در احياء تفكّر اسلامي نمي‌باشد؛ البتّه بدون ترديد متفكر نامدار ما، خود از شاخص‌ترين احياگران انديشة ديني در عصر حاضر مي‌باشند و در مقالات و نوشته‌هاي بسيار بدين موضوع پرداخته‌اند و طبعاً راهكار و نحوة بازسازي انديشة ناب ديني از منظر شهيد، خود فصل و مشبعي مي‌طلبد كه بايد در جاي ديگري دنبال شود. آنچه در اين مقال مدنظر است نحوة مواجهة فكري و استدلالي اين فيلسوف اسلامي با انحرافات عقيدتي است كه تحت عنوان نوانديشي ديني در جامعة اسلامي ترويج مي‌شده است.شهيد مطهري به نيكي مي‌داند كه عدم اشراف روشنفكري‌ ديني بر متون ديني، زمينه‌ساز استنباط‌هاي انحرافي و التقاطي خواهد بود و از اين رو تأكيد مي‌كند كه بايد اين قشر تحت نظارت اسلام شناسان به بيان ديدگاه‌هاي خود بپردازند و در اين صورت است كه وجود آن‌ها براي ترويج دين بسيار پرمنفعت و مبارك خواهد بود. امّا از آن‌جا كه روشنفكران ديني معاصر ايشان در خود نيازي به اين مهم احساس نمي‌كردند و بعضاً خود را اسلام‌شناس تلقي مي‌كردند،فلذا گاه آموزه‌هاي ديني را آنچنان ارائه مي‌كردند كه از مفهوم اصيل خود كاملاً خالي گشته و با آن تباين اساسي پيدا مي‌كرد و اين‌جا بود كه شهيد مطهري، بر خود وظيفه مي‌دانست كه اين آراء را به نقد بكشد و تبييني واقعي و مبتني بر دركي صحيح از اين آموزه‌ها ارائه دهد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/شرح-مختصر-زندگاني-مولف-شهيد-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p><img src="/media/blogs/yasekabodemadine/motahari.jpg" alt="" width="548" height="189" /></p>
<p>استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد.</p>
<p>در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زنداني مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.</p>
<p>اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند. گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.</p>
<p>انديشه‌هاي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري همواره به عنوان اسلام‌شناسي آگاه، عالمي زمان شناس، دانشمندي دردآشنا و فيلسوفي توانا مورد علاقة فرهيختگان و جوانان فكور بوده و مي‌باشد. استاد شخصيتي بود كه پاسخ‌گويي به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فكري و عقيدتي را وجهة همّت خويش ساخت تا بدانجا كه در قبال اين مجاهدت عظيم علمي جان خويش را فداي آرمان خود ساخت.</p>
<p>امام خميني (ره) در پيام تسليت خويش به مناسبت شهادت استاد فرمودند: «مطهري شخصيتي بود كه عمر شريف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجروي‌ها و انحرافات مبارزة سرسختانه كرد.» اين سخن امام جهت‌گيري اساسي فعاليّت‌هاي شهيد را نمايان مي‌سازد. استاد مطهرى هم در علم كلام و احاطه بر انديشه هاى متكلمين اسلامى و هم در فلسفه اسلامى و آگاهى بر نظريات فلسفه اسلامى تبحر خاصى داشت.وى از اين جهت بسيار عزيزالوجود و كمياب بود و از معدود افرادى بود كه واقعاً فلسفه اسلامى را درك كرده و لذت آن را چشيده و به اهميت اين ميراث گرانبها پى برده بود.كتاب ها و مقالاتى كه از استاد مطهرى منتشر شده و يا در شرف انتشار است و بيشتر جنبه فلسفى دارد عبارت است از:۱- مقدمه و پاورقى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم (۵ جلد) ۲- علل گرايش به مادى گرى۳- انسان و سرنوشت۴- آشنايى با علوم انسانى (منطق و فلسفه)۵- تصحيح و تعليق كتاب التحصيل۶- بخشى از كتاب سيرى در نهج البلاغه۷- مقالات فلسفى۸- نقدى بر ماركسيسم۹- شرح منظومه۱۰- شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)۱۱- حركت و زمان (تاكنون دو جلد آن منتشر شده است.)۱۲- درس هاى شفا (۱)درس و بحث علوم رسمى عقلى و نقلى نتوانست مانند بعضى از از طلاب حوزه علميه استاد مطهرى را از قرآن دور نگه دارد. او كه به قرآن و معارف قرآنى سخت عشق مى ورزيد ارتباط و انس نزديكى با قرآن داشت.وى جلسات تفسير متعددى در تهران داشته اند كه شروع آن از سال ۱۳۳۴ بوده است. براى نمونه مى توان جلسه تفسير ايشان در قلهك كه به مدت پانزده سال ادامه داشته است و نيز درس هاى تفسير ايشان در مسجدالجواد را نام برد. او نسبت به نهج البلاغه و حضرت على(ع) علاقه خاصى داشت. با اين كتاب مانوس بود و معمولاً در سخنرانى ها هر جا مناسبتى پيش مى آمد به فرازهايى از نهج البلاغه اشاره مى كرد.به عرفان نظرى و عملى هر دو واقف بود و در اين مورد از محضر اساتيد متعددى بهره برده بود. به علم اخلاق همانند ديگر فنون فرهنگ اسلامى آشنايى كامل داشت. كتب بسيارى را در علم اخلاق مطالعه كرده بود و به معارف ارزشمندى در مورد فلسفه اخلاق رسيده بود كه نمونه اى از آن را مترجم كتاب كليات فلسفه با استفاده از تقريرات استاد مرتضى مطهرى ذكر كرده است. (كتاب كليات فلسفه، ترجمه دكتر سيدجلال الدين مجتبوى)مطهرى بيش از ۲۵ سال با مجامع و سمينارهاى علمى و دانشگاهى در ارتباط بود از اين رو توانست بيش از همه به دردها و مشكلات آنها و روح غالب بر افكار آنها پى ببرد. آنچه نگارندة اين سطور در اين نوشتار دنبال مي‌كند، نقش و تأثير خود استاد در احياء تفكّر اسلامي نمي‌باشد؛ البتّه بدون ترديد متفكر نامدار ما، خود از شاخص‌ترين احياگران انديشة ديني در عصر حاضر مي‌باشند و در مقالات و نوشته‌هاي بسيار بدين موضوع پرداخته‌اند و طبعاً راهكار و نحوة بازسازي انديشة ناب ديني از منظر شهيد، خود فصل و مشبعي مي‌طلبد كه بايد در جاي ديگري دنبال شود. آنچه در اين مقال مدنظر است نحوة مواجهة فكري و استدلالي اين فيلسوف اسلامي با انحرافات عقيدتي است كه تحت عنوان نوانديشي ديني در جامعة اسلامي ترويج مي‌شده است.شهيد مطهري به نيكي مي‌داند كه عدم اشراف روشنفكري‌ ديني بر متون ديني، زمينه‌ساز استنباط‌هاي انحرافي و التقاطي خواهد بود و از اين رو تأكيد مي‌كند كه بايد اين قشر تحت نظارت اسلام شناسان به بيان ديدگاه‌هاي خود بپردازند و در اين صورت است كه وجود آن‌ها براي ترويج دين بسيار پرمنفعت و مبارك خواهد بود. امّا از آن‌جا كه روشنفكران ديني معاصر ايشان در خود نيازي به اين مهم احساس نمي‌كردند و بعضاً خود را اسلام‌شناس تلقي مي‌كردند،فلذا گاه آموزه‌هاي ديني را آنچنان ارائه مي‌كردند كه از مفهوم اصيل خود كاملاً خالي گشته و با آن تباين اساسي پيدا مي‌كرد و اين‌جا بود كه شهيد مطهري، بر خود وظيفه مي‌دانست كه اين آراء را به نقد بكشد و تبييني واقعي و مبتني بر دركي صحيح از اين آموزه‌ها ارائه دهد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/شرح-مختصر-زندگاني-مولف-شهيد-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/زندگينامه-و-جایگاه-حضرت-معصومه-2">
	<title>زندگينامه و جایگاه حضرت معصومه علیها السلام</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/زندگينامه-و-جایگاه-حضرت-معصومه-2</link>
	<dc:date>1393-10-27T19:27:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>حضرت معصومه عليها السلام</dc:subject>
		<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;float: left;&quot; src=&quot;/media/blogs/yasekabodemadine/279765_474.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;668&quot; height=&quot;386&quot; /&gt;حضرت معصومه عليها  				السلام در اول سال 173 هجري قمري  در مدينه چشم به جهان گشود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي  بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره  مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري  در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون  خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي  تشنه معارف حقاني است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt; آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت  زهرا سلام الله عليها بود.در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم  برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن  زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت  كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt;مقام علم و عرفان او در مرحله اي است كه در فرازي  از زيارتنامه غير معروف او چنين مي خوانيم: «السلام عليك يا فاطمه بنت موسي بن جعفر و حجته و  امينه» ‍:  (سلام بر تو اي فاطمه  دختر موسي بن جعفر و حجت و امين از جانب موسي بن جعفر).و باز مي خوانيم:  «السلام عليك ايتها الطاهرة الحميدة  البرة الرشيدة التقية الرضية المرضية»: (سلام بر تو اي بانو پسنديده نيك سرشت، اي بانوي رشد يافته،  پاك طينت، پاك روش، شايسته و پسنديده).بدين لحاظ و مقامات عالي معنوي آن بانوست  كه حضرت رضا عليه السلام در فرازي از زيارتنامه معروفش به ما آموخته كه  در كنار مرقدش خطاب به او بگوييم:  «يا فاطمه اشفعي لي في الجنة فان لك  عندالله شانا من الشان».&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;(اي فاطمه! در بهشت از من شفاعت كن چرا كه تو در  پيشگاه خداوند داراي مقامي بس ارجمند و والا هستي).امام صادق عليه السلام سالها قبل  از ولادت حضرت معصومه عليها سلام  در توصيف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان  رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودي بانويي از فرزندانم به سوي آن كوچ كند كه  نامش فاطمه دختر موسي بن جعفر است و با شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مي  شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt;خاندان عصمت پيامبر در انتظار آن بودند كه اين  دختر ممتاز چشم به اين جهان بگشايد تا قلب و روي آنان را به ديدار خود روشن و منور  گرداند. آغاز ماه ذيقعده براي حضرت رضا عليه السلام و دودمان نبوت و آل علي عليه  السلام پيام آور شادي مخصوص و پايان بخش انتظاري عميق و شور آفرين بود زيرا حضرت  نجمه فرزندي جز حضرت رضا عليه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نيز داراي  فرزندي نشده بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از آنجا كه سال ولادت حضرت رضا عليه السلام يعني سال 148 هجري قمري  و سال ولادت حضرت معصومه عليها سلام سال 173 و بين اين دو ولادت بيست و پنج سال  فاصله بود و از طرفي امام  صادق عليه السلام ولادت چنان دختري  را مژده داده بود، از اين رو خاندان پيامبر بيصبرانه در انتظار طلوع خورشيد وجود  حضرت معصومه عليها سلام بودند. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هنگامي كه وي چشم به جهان گشود براستي كه آنروز براي  اهل بيت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله عليه روز شادي و سرور وصف  ناپذير و از ايام الله بود زيرا اختري از آسمان ولايت و امامت طلوع كرده بود كه  قلبها را جلا و شفا مي داد و چشمها را روشن مي كرد و به كانون مقدس اهل بيت عليهم  السلام گرمي و صفا مي بخشيد&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;اين سوال كه پيامبر اسلام با آنكه چند فرزند دختر  داشت چرا حضرت زهرا را بيشتر دوست مي داشت و به او بيشتر اعتبار مي داد. سوالي است  كه درباره حضرت معصومه عليها سلام نيز صادق است كه چرا حضرت موسي بن جعفر عليه  السلام با داشتن دختران بسيار به حضرت معصومه عليها سلام توجه مي كرد و در ميان  آنها اين دختر به آن همه مقامات نايل شد. پاسخش اين است  که در آيات قرآن  و گفتار پيامبر و امامان به طور مكرر معيار,  داشتن علم، تقوا و جهاد و ساير ارزشهاي والاي انساني است&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt;براستي كه حضرت معصومه عليها سلام همچون جده اش  حضرت زهرا سلام الله عليه در معيارهاي ارزشي اسلام يكه تاز عرصه ها و در  علم و  كمالات و قداست گوي سبقت را از ديگران ربوده بود. وي تافته اي ملكوتي و جدا  بافته و  ساختار وجودي او از ديگران ممتاز بود.همان گونه كه پيامبر (ص) در شان حضرت  زهرا  سلام الله عليها فرمود:‌ «فداها  ابوها» : (پدرش به فدايش باد)، حضرت  موسي بن جعفر عليه السلام نيز در شان حضرت معصومه عليها سلام فرمود: «فداها  ابوها»حضرت معصومه عليها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراين نام  رازها نهفته است. يكي از رازها اين بود كه در علم و عمل از رقباي خود پيشي  گرفته و  ديگر اين كه از ورود شيعيان به آتش دوزخ جلوگيري مي نمايد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;همچنين از نظر كمالات علمي و عملي بي نظير است  ديگر اين كه گرچه مرقد مطهرش آشكار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله  عليها مخفي نيست ولي مطابق مكاشفه اي كه براي بعضي از اولياي خدا  روى داده امام  باقر يا  امام  صادق عليهم السلام فرمودند: «كسي كه مرقد حضرت معصومه عليها سلام را  زيارت كند به همان مقصودي نايل خواهد شد كه از زيارت قبر حضرت زهرا سلام الله عليها  نايل مي شود. از ديگر مشابهت هاي حضرت معصومه عليها سلام به حضرت زهرا فداكاري  ايشان در راه اثبات ولايت بود زيرا حضرت معصومه عليها سلام نيز آن چنان تلاش كرد که  جان خود را فدا نمود و به شهادت رسيد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;يعني حضرت معصومه عليها سلام نيز با كارواني  از حجاز به سوي خراسان براي ديدار چهره عظيم ولايتمداران عصر يعني برادرش حضرت رضا  عليه السلام حركت كرده تا يار و ياور او باشد ولي در مسير هنگامي كه به سرزمين ساوه  رسيد دشمنان خاندان نبوت در يك جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و  با ريختن زهر در غذايش او را مسموم ساختند كه بيمار شد و به قم آمد و پس از شانزده  روز سكونت در قم به شهادت رسيد&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt; همان گونه كه حضرت زهرا سلام الله عليها با  استدلالهاي متين و استوار، حقانيت ولايت حضرت علي عليه السلام را تبيين مي كرد،  حضرت معصومه عليها سلام نيز چنين بود. رواياتي كه از آن حضرت نقل شده غالباً درباره  امامت و ولايت علي عليه السلام است كه با اثبات ولايت او ولايت امـامـان معصوم نيز  ثابت مي شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;براي نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل مي كنند كه  فرمود: پيامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روي پرده اي در قصر بهشت ديد كه چنين  نوشته شده: «لااله الا الله محمدا  رسوله علي ولي القوم» : (معبودي جز  خداي يكتا و بي همتا نيست محمد رسول خدا و علي ولي و رهبر مردم است) و بر روي پرده  درگاه قصر ديگري نوشته شده است: «شيعت علي هم الفائزون»  (شيعيان علي رستگارند).نيز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل مي كند كه  فرمود:‌«الا من مات علي حب آل محمد  مات شهيدا»: آگاه باشيد! كسي كه با  حب آل محمد از دنيا برود شهيد از دنيا رفته است).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;يكي از روايات او كه با چند واسطه  به حضرت زهرا سلام الله عليها مي رسد اين است كه:‌حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود:  آيا سخن رسول خدا را فراموش كرده ايد كه در روز عيد غدير خم فرمود: هر كس من مولا و  رهبر اويم علي هم مولا و رهبر او است و نيز به علي فرمود:‌ نسبت تو به من همانند  نسبت هارون برادر موسي به موسي (ع) است.به اين ترتيب مي بينيم حضرت معصومه عليها  سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و  همچون او در عرصه  جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت  نمود و شهد شهادت نوشيد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt;شخصيت هاي بزرگ دين ارج و منزلت بسيار والايي براي  حضرت معصومه عليها سلام  قائل بودند و هستند و او را با حضرت زهرا سلام الله عليها  مقايسه مي كنند:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;br /&gt;حضرت امام خميني (قدس سره) در قصيده اي كه شامل 44  بيت است او را با حضرت زهراي اطهر مقايسه كرده در بخشي از آن مي  گويد:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;دختر چون اين دو در مشيمه قدرت&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;نــامد و نايـد دگــر هماره  مــقدر&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;آن يك امواج علــم را شده  مبــدا&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;ويـن يك افواج حلم را شده مصدر&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;آن يــك درعالـــم جلالـت كـعبه&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;وين يك در ملك كبريايـي مشــعر&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;لم يلـــدم بستـه لـب و گرنه  بگفتم&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;دخــت خدايـند اين دو نــور  مطهر&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;آن يــك خـاك مدينـه كـرد مزين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; صفــحه قم را نمود اين يـك  انــور&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;خاك قم ايـن كرد از شـرافـت جنت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; آب مــدينه نـمـوده آن يك  كــوثر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;مرجع كل حضرت  آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي (قدس سره)مکرر  كنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها  مي آمد و در آنجا با تضرع و تواضع خاص  آن حضرت را واسطه قرار مي داد و به مناجات مي پرداخت.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/زندگينامه-و-جایگاه-حضرت-معصومه-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><img style="float: left;" src="/media/blogs/yasekabodemadine/279765_474.jpg" alt="" width="668" height="386" />حضرت معصومه عليها  				السلام در اول سال 173 هجري قمري  در مدينه چشم به جهان گشود.</p>
<p style="line-height: 150%;">پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي  بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره  مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري  در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون  خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي  تشنه معارف حقاني است.</p>
<p style="line-height: 150%;"><br /> آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت  زهرا سلام الله عليها بود.در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم  برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن  زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت  كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است).</p>
<p style="line-height: 150%;"><br />مقام علم و عرفان او در مرحله اي است كه در فرازي  از زيارتنامه غير معروف او چنين مي خوانيم: «السلام عليك يا فاطمه بنت موسي بن جعفر و حجته و  امينه» ‍:  (سلام بر تو اي فاطمه  دختر موسي بن جعفر و حجت و امين از جانب موسي بن جعفر).و باز مي خوانيم:  «السلام عليك ايتها الطاهرة الحميدة  البرة الرشيدة التقية الرضية المرضية»: (سلام بر تو اي بانو پسنديده نيك سرشت، اي بانوي رشد يافته،  پاك طينت، پاك روش، شايسته و پسنديده).بدين لحاظ و مقامات عالي معنوي آن بانوست  كه حضرت رضا عليه السلام در فرازي از زيارتنامه معروفش به ما آموخته كه  در كنار مرقدش خطاب به او بگوييم:  «يا فاطمه اشفعي لي في الجنة فان لك  عندالله شانا من الشان».</p>
<p style="line-height: 150%;">(اي فاطمه! در بهشت از من شفاعت كن چرا كه تو در  پيشگاه خداوند داراي مقامي بس ارجمند و والا هستي).امام صادق عليه السلام سالها قبل  از ولادت حضرت معصومه عليها سلام  در توصيف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان  رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودي بانويي از فرزندانم به سوي آن كوچ كند كه  نامش فاطمه دختر موسي بن جعفر است و با شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مي  شوند.</p>
<p style="line-height: 150%;"> </p>
<p style="line-height: 150%;"><br />خاندان عصمت پيامبر در انتظار آن بودند كه اين  دختر ممتاز چشم به اين جهان بگشايد تا قلب و روي آنان را به ديدار خود روشن و منور  گرداند. آغاز ماه ذيقعده براي حضرت رضا عليه السلام و دودمان نبوت و آل علي عليه  السلام پيام آور شادي مخصوص و پايان بخش انتظاري عميق و شور آفرين بود زيرا حضرت  نجمه فرزندي جز حضرت رضا عليه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نيز داراي  فرزندي نشده بود.<br /> <br /> از آنجا كه سال ولادت حضرت رضا عليه السلام يعني سال 148 هجري قمري  و سال ولادت حضرت معصومه عليها سلام سال 173 و بين اين دو ولادت بيست و پنج سال  فاصله بود و از طرفي امام  صادق عليه السلام ولادت چنان دختري  را مژده داده بود، از اين رو خاندان پيامبر بيصبرانه در انتظار طلوع خورشيد وجود  حضرت معصومه عليها سلام بودند. <br /> <br /> هنگامي كه وي چشم به جهان گشود براستي كه آنروز براي  اهل بيت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله عليه روز شادي و سرور وصف  ناپذير و از ايام الله بود زيرا اختري از آسمان ولايت و امامت طلوع كرده بود كه  قلبها را جلا و شفا مي داد و چشمها را روشن مي كرد و به كانون مقدس اهل بيت عليهم  السلام گرمي و صفا مي بخشيد</p>
<p style="line-height: 150%;">اين سوال كه پيامبر اسلام با آنكه چند فرزند دختر  داشت چرا حضرت زهرا را بيشتر دوست مي داشت و به او بيشتر اعتبار مي داد. سوالي است  كه درباره حضرت معصومه عليها سلام نيز صادق است كه چرا حضرت موسي بن جعفر عليه  السلام با داشتن دختران بسيار به حضرت معصومه عليها سلام توجه مي كرد و در ميان  آنها اين دختر به آن همه مقامات نايل شد. پاسخش اين است  که در آيات قرآن  و گفتار پيامبر و امامان به طور مكرر معيار,  داشتن علم، تقوا و جهاد و ساير ارزشهاي والاي انساني است</p>
<p style="line-height: 150%;"><br />براستي كه حضرت معصومه عليها سلام همچون جده اش  حضرت زهرا سلام الله عليه در معيارهاي ارزشي اسلام يكه تاز عرصه ها و در  علم و  كمالات و قداست گوي سبقت را از ديگران ربوده بود. وي تافته اي ملكوتي و جدا  بافته و  ساختار وجودي او از ديگران ممتاز بود.همان گونه كه پيامبر (ص) در شان حضرت  زهرا  سلام الله عليها فرمود:‌ «فداها  ابوها» : (پدرش به فدايش باد)، حضرت  موسي بن جعفر عليه السلام نيز در شان حضرت معصومه عليها سلام فرمود: «فداها  ابوها»حضرت معصومه عليها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراين نام  رازها نهفته است. يكي از رازها اين بود كه در علم و عمل از رقباي خود پيشي  گرفته و  ديگر اين كه از ورود شيعيان به آتش دوزخ جلوگيري مي نمايد.</p>
<p style="line-height: 150%;">همچنين از نظر كمالات علمي و عملي بي نظير است  ديگر اين كه گرچه مرقد مطهرش آشكار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله  عليها مخفي نيست ولي مطابق مكاشفه اي كه براي بعضي از اولياي خدا  روى داده امام  باقر يا  امام  صادق عليهم السلام فرمودند: «كسي كه مرقد حضرت معصومه عليها سلام را  زيارت كند به همان مقصودي نايل خواهد شد كه از زيارت قبر حضرت زهرا سلام الله عليها  نايل مي شود. از ديگر مشابهت هاي حضرت معصومه عليها سلام به حضرت زهرا فداكاري  ايشان در راه اثبات ولايت بود زيرا حضرت معصومه عليها سلام نيز آن چنان تلاش كرد که  جان خود را فدا نمود و به شهادت رسيد.</p>
<p style="line-height: 150%;">يعني حضرت معصومه عليها سلام نيز با كارواني  از حجاز به سوي خراسان براي ديدار چهره عظيم ولايتمداران عصر يعني برادرش حضرت رضا  عليه السلام حركت كرده تا يار و ياور او باشد ولي در مسير هنگامي كه به سرزمين ساوه  رسيد دشمنان خاندان نبوت در يك جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و  با ريختن زهر در غذايش او را مسموم ساختند كه بيمار شد و به قم آمد و پس از شانزده  روز سكونت در قم به شهادت رسيد</p>
<p style="line-height: 150%;"> </p>
<p style="line-height: 150%;"><br /> همان گونه كه حضرت زهرا سلام الله عليها با  استدلالهاي متين و استوار، حقانيت ولايت حضرت علي عليه السلام را تبيين مي كرد،  حضرت معصومه عليها سلام نيز چنين بود. رواياتي كه از آن حضرت نقل شده غالباً درباره  امامت و ولايت علي عليه السلام است كه با اثبات ولايت او ولايت امـامـان معصوم نيز  ثابت مي شود.</p>
<p style="line-height: 150%;">براي نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل مي كنند كه  فرمود: پيامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روي پرده اي در قصر بهشت ديد كه چنين  نوشته شده: «لااله الا الله محمدا  رسوله علي ولي القوم» : (معبودي جز  خداي يكتا و بي همتا نيست محمد رسول خدا و علي ولي و رهبر مردم است) و بر روي پرده  درگاه قصر ديگري نوشته شده است: «شيعت علي هم الفائزون»  (شيعيان علي رستگارند).نيز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل مي كند كه  فرمود:‌«الا من مات علي حب آل محمد  مات شهيدا»: آگاه باشيد! كسي كه با  حب آل محمد از دنيا برود شهيد از دنيا رفته است).</p>
<p style="line-height: 150%;">يكي از روايات او كه با چند واسطه  به حضرت زهرا سلام الله عليها مي رسد اين است كه:‌حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود:  آيا سخن رسول خدا را فراموش كرده ايد كه در روز عيد غدير خم فرمود: هر كس من مولا و  رهبر اويم علي هم مولا و رهبر او است و نيز به علي فرمود:‌ نسبت تو به من همانند  نسبت هارون برادر موسي به موسي (ع) است.به اين ترتيب مي بينيم حضرت معصومه عليها  سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و  همچون او در عرصه  جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت  نمود و شهد شهادت نوشيد.</p>
<p style="line-height: 150%;"> </p>
<p style="line-height: 150%;"><br />شخصيت هاي بزرگ دين ارج و منزلت بسيار والايي براي  حضرت معصومه عليها سلام  قائل بودند و هستند و او را با حضرت زهرا سلام الله عليها  مقايسه مي كنند:</p>
<p style="line-height: 150%;"><br />حضرت امام خميني (قدس سره) در قصيده اي كه شامل 44  بيت است او را با حضرت زهراي اطهر مقايسه كرده در بخشي از آن مي  گويد:</p>
<p style="text-align: center;"><br />دختر چون اين دو در مشيمه قدرت</p>
<p style="text-align: center;">نــامد و نايـد دگــر هماره  مــقدر</p>
<p style="text-align: center;"><br />آن يك امواج علــم را شده  مبــدا</p>
<p style="text-align: center;">ويـن يك افواج حلم را شده مصدر</p>
<p style="text-align: center;"><br />آن يــك درعالـــم جلالـت كـعبه</p>
<p style="text-align: center;">وين يك در ملك كبريايـي مشــعر</p>
<p style="text-align: center;"><br />لم يلـــدم بستـه لـب و گرنه  بگفتم</p>
<p style="text-align: center;">دخــت خدايـند اين دو نــور  مطهر</p>
<p style="text-align: center;"><br />آن يــك خـاك مدينـه كـرد مزين<br /><br /> صفــحه قم را نمود اين يـك  انــور</p>
<p style="text-align: center;"><br />خاك قم ايـن كرد از شـرافـت جنت<br /><br /> آب مــدينه نـمـوده آن يك  كــوثر</p>
<p><br />مرجع كل حضرت  آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي (قدس سره)مکرر  كنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها  مي آمد و در آنجا با تضرع و تواضع خاص  آن حضرت را واسطه قرار مي داد و به مناجات مي پرداخت.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/زندگينامه-و-جایگاه-حضرت-معصومه-2">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ده-جمله-از-رهبر-انقلاب-1">
	<title>ده جمله از رهبر انقلاب درباره «شهدای هسته‌ای»</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ده-جمله-از-رهبر-انقلاب-1</link>
	<dc:date>1393-10-27T19:13:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>شهدای هسته ای</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;float: left;&quot; src=&quot;/media/blogs/yasekabodemadine/hasteei-01.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;678&quot; height=&quot;138&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آستانه فرارسیدن سالگرد ایام «ترور دانشمندان هسته‌ای»، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR ده جمله‌ی برگزیده از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را درباره «شهدای هسته‌ای»، منتشر کرد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* دستیابی به دانش هسته‌ای یکی از نمونه‌های موید پیشرفت دانشمندان ایرانی است که درباره آن هیاهوی زیادی هم به راه افتاده اما علت اصلی جنجال غربیها، توانایی بومی دانشمندان جوان کشورمان در دستیابی به این فناوری پیشرفته است. ۱۳۸۴/۱۰/۲۸&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* دانشمندان جوان ایرانی با موفقیت بزرگ خود در دانش هسته‌ای در واقع آینده بلندمدت انرژی ملت ایران را تضمین کردند و این سررشته را نباید به هیچ قیمتی از دست داد زیرا هرگونه عقب نشینی از این میدان صددرصد ضرر است. ۱۳۸۵/۰۳/۰۷&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* دست جنایتکاری که ضایعه (شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علی‌محمدی رضوان الله علیه) را آفرید، انگیزه‌ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بیگمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن،‌ این انگیزه‌ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت. ۱۳۸۸/۱۰/۲۵&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* شهادت این دانشمندان برجسته در راه آرمانهای بلند و الهی، به کشور، انقلاب اسلامی، ملت ایران و محیط علمی آبرو بخشید و آنان با این شهادت، به بالاترین رتبه از ارزشهای معنوی دست یافتند. ۱۳۸۹/۱۱/۰۴&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* در قضیه‌ی ترورهای (دانشمندان هسته‌ای)، من عقیده‌ام این است که بچه‌های تشکلهای دانشجوئی در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنی کم‌عملی نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید - چون خودش بزرگ است - همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّی ندیدیم تشکلهای ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکی نیست. ۱۳۹۰/۰۵/۱۹&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت کشور، آماده‌ی فداکاری در این راه - فداکاری به حسب خودش - در یک کشوری وجود داشت، آن کشور رشد میکند. چیزی که میتواند این نیرو را به وجود بیاورد، این پیشرفت را به وجود بیاورد، بهتر از همه چیز، ایمان است. اگر این ایمان بود، کشور پیشرفت میکند. ۱۳۹۰/۰۷/۱۳&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ۱۳۹۰/۱۰/۲۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* (شهدای هسته‌ای) در راه خدا شهید شدند، در راه پیشرفت اسلام شهید شدند. مسئله‌ی اینها فقط این نیست که حالا ما یک ملتی هستیم، میخواهیم از فلان کشور و فلان دولت عقب نمانیم، لذا وارد عرصه‌ی علمی شده‌ایم؛ این هست، به‌اضافه‌ی یک چیزی از این مهمتر؛ و آن این است که ما با این حرکت علمیِ خودمان داریم اسلام را سربلند میکنیم، نظام اسلامی را آبرومند میکنیم. ۱۳۹۰/۱۰/۲۹&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* مسئله این نیست که ما خواهیم توانست از صنعت هسته‌ای برای مصارفی که به سود منافع ملی است، استفاده کنیم؛ مسئله این است که این حرکت، به جوانهای این کشور، دانشمندان این کشور، آحاد مردم این کشور، عزم و تصمیم راسخ میبخشد و آنها را در این راه ثابت‌قدم میدارد؛ این مهم است. ۱۳۹۰/۱۲/۰۳&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* یاد شهید علی‌محمدی، شهید شهریاری، شهید رضائی‌نژاد و شهید احمدی روشن هرگز از خاطره‌ی این ملت و حافظه‌ی تاریخ ما بیرون نخواهد رفت. ۱۳۹۱/۰۵/۲۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;شهادت پاداش این غیور مردانی بود که با جهاد علمی خود، چراغ  					علم و روشنایی را در سنگر دانشگاه پرفروغ نگه داشتند و در  					نهایت با اهدای خون خود، درخت انرژی هسته ای ایران را آبیاری  					کردند. شهادت بر این مردان آسمانی مبارک باد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ده-جمله-از-رهبر-انقلاب-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p><img style="float: left;" src="/media/blogs/yasekabodemadine/hasteei-01.jpg" alt="" width="678" height="138" /></p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>در آستانه فرارسیدن سالگرد ایام «ترور دانشمندان هسته‌ای»، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR ده جمله‌ی برگزیده از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را درباره «شهدای هسته‌ای»، منتشر کرد:</p>
<p>* دستیابی به دانش هسته‌ای یکی از نمونه‌های موید پیشرفت دانشمندان ایرانی است که درباره آن هیاهوی زیادی هم به راه افتاده اما علت اصلی جنجال غربیها، توانایی بومی دانشمندان جوان کشورمان در دستیابی به این فناوری پیشرفته است. ۱۳۸۴/۱۰/۲۸</p>
<p>* دانشمندان جوان ایرانی با موفقیت بزرگ خود در دانش هسته‌ای در واقع آینده بلندمدت انرژی ملت ایران را تضمین کردند و این سررشته را نباید به هیچ قیمتی از دست داد زیرا هرگونه عقب نشینی از این میدان صددرصد ضرر است. ۱۳۸۵/۰۳/۰۷</p>
<p>* دست جنایتکاری که ضایعه (شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علی‌محمدی رضوان الله علیه) را آفرید، انگیزه‌ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بیگمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن،‌ این انگیزه‌ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت. ۱۳۸۸/۱۰/۲۵</p>
<p>* شهادت این دانشمندان برجسته در راه آرمانهای بلند و الهی، به کشور، انقلاب اسلامی، ملت ایران و محیط علمی آبرو بخشید و آنان با این شهادت، به بالاترین رتبه از ارزشهای معنوی دست یافتند. ۱۳۸۹/۱۱/۰۴</p>
<p>* در قضیه‌ی ترورهای (دانشمندان هسته‌ای)، من عقیده‌ام این است که بچه‌های تشکلهای دانشجوئی در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنی کم‌عملی نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید - چون خودش بزرگ است - همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّی ندیدیم تشکلهای ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکی نیست. ۱۳۹۰/۰۵/۱۹</p>
<p>* اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت کشور، آماده‌ی فداکاری در این راه - فداکاری به حسب خودش - در یک کشوری وجود داشت، آن کشور رشد میکند. چیزی که میتواند این نیرو را به وجود بیاورد، این پیشرفت را به وجود بیاورد، بهتر از همه چیز، ایمان است. اگر این ایمان بود، کشور پیشرفت میکند. ۱۳۹۰/۰۷/۱۳</p>
<p>* رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ۱۳۹۰/۱۰/۲۲</p>
<p>* (شهدای هسته‌ای) در راه خدا شهید شدند، در راه پیشرفت اسلام شهید شدند. مسئله‌ی اینها فقط این نیست که حالا ما یک ملتی هستیم، میخواهیم از فلان کشور و فلان دولت عقب نمانیم، لذا وارد عرصه‌ی علمی شده‌ایم؛ این هست، به‌اضافه‌ی یک چیزی از این مهمتر؛ و آن این است که ما با این حرکت علمیِ خودمان داریم اسلام را سربلند میکنیم، نظام اسلامی را آبرومند میکنیم. ۱۳۹۰/۱۰/۲۹</p>
<p>* مسئله این نیست که ما خواهیم توانست از صنعت هسته‌ای برای مصارفی که به سود منافع ملی است، استفاده کنیم؛ مسئله این است که این حرکت، به جوانهای این کشور، دانشمندان این کشور، آحاد مردم این کشور، عزم و تصمیم راسخ میبخشد و آنها را در این راه ثابت‌قدم میدارد؛ این مهم است. ۱۳۹۰/۱۲/۰۳</p>
<p>* یاد شهید علی‌محمدی، شهید شهریاری، شهید رضائی‌نژاد و شهید احمدی روشن هرگز از خاطره‌ی این ملت و حافظه‌ی تاریخ ما بیرون نخواهد رفت. ۱۳۹۱/۰۵/۲۲</p>
<p><span style="font-size: medium;">شهادت پاداش این غیور مردانی بود که با جهاد علمی خود، چراغ  					علم و روشنایی را در سنگر دانشگاه پرفروغ نگه داشتند و در  					نهایت با اهدای خون خود، درخت انرژی هسته ای ایران را آبیاری  					کردند. شهادت بر این مردان آسمانی مبارک باد.</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ده-جمله-از-رهبر-انقلاب-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولایت-فقیه-در-قانون-اساسی">
	<title>ولایت فقیه در قانون اساسی</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولایت-فقیه-در-قانون-اساسی</link>
	<dc:date>1393-10-27T18:47:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>ولایت فقیه</dc:subject>
		<description>&lt;div class=&quot;GImg&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img1.tebyan.net/big/1391/03/921835153198711578947197247169925067143.jpg&quot; alt=&quot;ولایت فقیه&quot; width=&quot;348&quot; height=&quot;202&quot; align=&quot;top&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;GeneralSooTitr&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;SooTitrContent&quot; style=&quot;margin: auto;&quot;&gt;قانون  اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشریط را كه از طرف مردم به عنوان رهبر  شناخته می شود، آماده كرده است تا ضامن عدم انحراف سازمان های متخلف از  وظایف خود باشد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;h2&gt;ولایت فقیه در مقدمه قانون اساسی چنین طرح شده است:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;«طرح  حكومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه كه در اوج خفقان و اختناق رژیم استبدادی  از سوی امام خمینی ارائه شد انگیزه مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان  ایجاد نموده و راه اصیل مبارزه مكتبی اسلام را گشود،&amp;#8230;»&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هم چنین در مقدمه قانون اساسی آمده است:&lt;/strong&gt; «ولایت فقیه عادل، بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه  تحقق رهبری فقیه جامعه الشرایطی را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می  شود (مجاری الامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه) آماده می  كند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد».&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 5 قانون اساسی ولایت فقیه را به عنوان یك خصیصه ممتاز نظام اسلامی شناخته است كه مقرر می دارد:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;«در  زمان غیبت حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در جمهوری اسلامی  ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان،  شجاع، مدیر و مدبر است كه اصل یكصد و هفتم عهده دار آن می گردد».&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 57 به عنوان ولایت مطلقه امر آمده است:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;«قوای  حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارت اند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه  قضاییه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این  قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یكدیگرند».&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 60 قانون اساسی:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;«اعمال  قوه مجریه جز در اموری كه در این قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده شده  از طریق رئیس جمهور و وزرا است.» این اصل قسمتی از اعمال قوه مجریه را بر  عهده مقام رهبری گذارده است.&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 91 قانون اساسی:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;«&amp;#8230; شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است.»&lt;/strong&gt; این اصل قانون اساسی در مورد شورای نگهبان و چگونگی تركیب اعضای آن می باشد كه قسمت اول این اصل درباره وظیفه رهبر می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 107 قانون اساسی:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;«پس  از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر كبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیان گذار  جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ  كه از طرف اكثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند،  تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خبرگان  رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذكور در اصول پنجم و یكصد و نهم بررسی  و مشورت می كنند. هر گاه یكی از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهی یا  مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یكی  از صفات مذكور در اصل یكصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می كنند  و در غیر این صورت یكی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می  نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیت های ناشی از آن را بر  عهده خواهد داشت&amp;#8230;.».&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 108 قانون اساسی:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;«قانون  مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، كیفیت انتخاب آن ها و آئین نامه داخلی  جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهای اولین شورای نگهبان تهیه و  با اكثریت آرای آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد&amp;#8230;».&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 109 قانون اساسی:شرایط و صفات رهبر:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;1. صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه،&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در صورت تعدد واجدین شرایط فوق شخصی كه دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد، مقدم است».&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;اصل 110 قانون اساسی:«وظایف و اختیارات رهبر:&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;1- تعیین سیاست های كلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- نظارت بر حسن اجرای سیاستهای كلی نظام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و &amp;#8230;»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;منبع:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پایگاه لیله القدر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مصطفی ناصحی- ولایت فقیه و تفکیک قوا- ص109&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تهیه و تنظیم :&lt;/strong&gt; جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولایت-فقیه-در-قانون-اساسی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<div class="GImg"><img src="http://img1.tebyan.net/big/1391/03/921835153198711578947197247169925067143.jpg" alt="ولایت فقیه" width="348" height="202" align="top" /></div>
<div class="GeneralSooTitr">
<div class="SooTitrContent" style="margin: auto;">قانون  اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشریط را كه از طرف مردم به عنوان رهبر  شناخته می شود، آماده كرده است تا ضامن عدم انحراف سازمان های متخلف از  وظایف خود باشد.</div>
</div>
<p></p><h2>ولایت فقیه در مقدمه قانون اساسی چنین طرح شده است:</h2>
<p><strong>«طرح  حكومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه كه در اوج خفقان و اختناق رژیم استبدادی  از سوی امام خمینی ارائه شد انگیزه مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان  ایجاد نموده و راه اصیل مبارزه مكتبی اسلام را گشود،&#8230;»</strong></p>
<p><strong>هم چنین در مقدمه قانون اساسی آمده است:</strong> «ولایت فقیه عادل، بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه  تحقق رهبری فقیه جامعه الشرایطی را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می  شود (مجاری الامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه) آماده می  كند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد».</p>
<h2>اصل 5 قانون اساسی ولایت فقیه را به عنوان یك خصیصه ممتاز نظام اسلامی شناخته است كه مقرر می دارد:</h2>
<p>«در  زمان غیبت حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در جمهوری اسلامی  ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان،  شجاع، مدیر و مدبر است كه اصل یكصد و هفتم عهده دار آن می گردد».</p>
<h2>اصل 57 به عنوان ولایت مطلقه امر آمده است:</h2>
<p><strong>«قوای  حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارت اند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه  قضاییه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این  قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یكدیگرند».</strong></p>
<h2>اصل 60 قانون اساسی:</h2>
<p>«اعمال  قوه مجریه جز در اموری كه در این قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده شده  از طریق رئیس جمهور و وزرا است.» این اصل قسمتی از اعمال قوه مجریه را بر  عهده مقام رهبری گذارده است.</p>
<h2>اصل 91 قانون اساسی:</h2>
<p><strong>«&#8230; شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است.»</strong> این اصل قانون اساسی در مورد شورای نگهبان و چگونگی تركیب اعضای آن می باشد كه قسمت اول این اصل درباره وظیفه رهبر می باشد.</p>
<h2>اصل 107 قانون اساسی:</h2>
<p><strong>«پس  از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر كبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیان گذار  جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ  كه از طرف اكثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند،  تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است.</strong></p>
<p>خبرگان  رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذكور در اصول پنجم و یكصد و نهم بررسی  و مشورت می كنند. هر گاه یكی از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهی یا  مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یكی  از صفات مذكور در اصل یكصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می كنند  و در غیر این صورت یكی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می  نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیت های ناشی از آن را بر  عهده خواهد داشت&#8230;.».</p>
<h2>اصل 108 قانون اساسی:</h2>
<p>«قانون  مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، كیفیت انتخاب آن ها و آئین نامه داخلی  جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهای اولین شورای نگهبان تهیه و  با اكثریت آرای آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد&#8230;».</p>
<h2>اصل 109 قانون اساسی:شرایط و صفات رهبر:</h2>
<p><strong>1. صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه،</strong></p>
<p>2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام،</p>
<p>3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری.</p>
<p>در صورت تعدد واجدین شرایط فوق شخصی كه دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد، مقدم است».</p>
<h2>اصل 110 قانون اساسی:«وظایف و اختیارات رهبر:</h2>
<p><strong>1- تعیین سیاست های كلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.</strong></p>
<p>2- نظارت بر حسن اجرای سیاستهای كلی نظام.</p>
<p>و &#8230;»</p>
<p> </p>
<p><strong>منبع:</strong></p>
<p>پایگاه لیله القدر</p>
<p>مصطفی ناصحی- ولایت فقیه و تفکیک قوا- ص109</p>
<p><strong>تهیه و تنظیم :</strong> جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/ولایت-فقیه-در-قانون-اساسی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/احترام-و-محبت-به-انسان">
	<title>احترام و محبت به انسان؛ مشخصه‌ی زیبای حکومت اسلامی</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/احترام-و-محبت-به-انسان</link>
	<dc:date>1393-10-27T18:41:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>حکومت اسلامی</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt;گاه به جنبه‌ی بشریِ انسان و رعایت حقوق انسانی، چیزی است که از همان  دوران آغازین، مورد توجه دین اسلام قرار گرفته است. فطری و منطقی بودن نگاه  اسلام به حقوق انسان‌ها چنان مترقی و متعالی است که هنوز هم باوجود گذشت  سالیان طولانی از انشا و انتشار آن‌ها، تازه و جذاب است. آن‌ها که ندانسته و  بدون‌مطالعه، اسلام را متهم می‌کنند لازم است نگاهی عمیق و تحقیقی وسیع  انجام دهند تا به زیبایی‌های نگاهِ آخرین دین پروردگار، پی ببرند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt;یکی از عرصه‌های مهم حقوق بشر، حق افرادی است که بلحاظ اعتقادی با حکومت  وقت، همراه نیستند و از دین و آیین دیگری، پیروی می‌کنند. ازنظر مباحث  حکومتی، اسلام درخصوص نحوه‌ی رفتار با این دسته از افراد چه نظری دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;img class=&quot;decoded&quot; src=&quot;http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_51277.jpg&quot; alt=&quot;http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_51277.jpg&quot; width=&quot;485&quot; height=&quot;180&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt;1400 سال پیش که هنوز مسأله‌ای به نام حقوق بشر، حتی مورد توجه و نظرِ  مدعیان امروزی هم نبود در رفتار و گفتار بزرگان اسلام، نکته‌ها و معارفی  وجود داشت که نشان از دیدگاهی مبتنی بر محبت و مهربانی نسبت به همه‌ی  انسان‌ها است. دیدگاهی که در یکی از موارد بروز و ظهورش، به والی منطقه‌ی  وسیعی از کشور اسلامی، توصیه می‌شود تا با همه -مسلمان و غیرمسلمان- رفتاری  مناسب داشته باشد و به آنان به چشم طعمه، نگاه نکند. دلیل این سفارش هم  این‌گونه بیان می‌شود که مردم آن منطقه یا مسلمان و برادر دینی تواند و یا  افرادی که در انسان‌بودن، نظیر و مانند تو هستند و همین دلیل، کافی است تا  رفتاری از سر مهربانی و خضوع با آنان داشته باشی.&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt;همان‌طور که ملاحظه کردید در 14 قرن پیش، بدون اینکه سازمان‌های ناظر  بین‌المللی وجود داشته باشند و بخواهند اِعمال فشاری بکنند حاکمان اسلامی،  با پیروی از معارف اسلام ناب، به صدور مترقی‌ترین و عادلانه‌ترین احکام  می‌پرداختند و همگان را از عطر اسلام عزیز، سرمست می‌کردند. البته رعایت  حقوق غیرمسلمانان فقط محدود به نامه‌ها و بخشنامه‌های رسمی نبود و در عمل  هم، رفتارهای عادلانه‌ی حیرت‌انگیزی از بزرگان اسلام، مشاهده شده است. در  یک مورد و به عنوان نمونه، می‌توان اشاره کرد به داستان زره گم‌شده‌ی حضرت  علی(علیه‌السلام) در جنگ صفین که آن‌حضرت پس از مدتی آن‌را در کوفه و در  دست یک شخص یهودی دید! امیرالمومنین (علیه‌السلام) که آن زمان، حاکم سرزمین  پهناور اسلامی هم بود با دیدن زره خود، از آن مرد یهودی به دادگاه شکایت  برد. در دادگاه، امام علی‌(علیه‌السلام) و آن مرد یهودی در کنار هم نشستند و  قاضی -که اتفاقا از طرف آن‌حضرت هم نصب شده بود- مشغول قضاوت شد. پس از  شنیدن ادعای حضرت‌علی(علیه‌السلام) درباره‌ی مالکیت آن زره، قاضی رو به  امام(علیه‌السلام) کرد و گفت: شما مدّعى هستید و این شخص منکر است، به همین  دلیل، ارائه‌ی شاهد برعهده‌ی شماست.  على(علیه‌السلام) خندید و فرمود:  قاضى راست مى‌گوید؛ اکنون باید شاهد بیاورم ولى من شاهدی ندارم. قاضى روى  همین اصل که مدّعى شاهد ندارد، به‌نفع آن یهودی حکم کرد و او هم زره را  برداشت و روانه شد. ولى مرد یهودی که خود بهتر مى‌دانست زره مال چه کسى  است، پس از آنکه چند قدم برداشت، برگشت و گفت: این طرز حکومت و رفتار از  نوع رفتارهاى بشر عادى نیست، از نوع حکومت انبیاست. سپس اسلام آورد و اقرار  کرد که زره برای على(علیه‌السلام) است و در مسیر صفّین از دست او افتاده  بود. حضرت‌علی(علیه‌السلام) هم از اسلام آوردن او خوشحال شد و زره را به او  هدیه داد.&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;img class=&quot;decoded&quot; src=&quot;http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/3650_42632.jpg&quot; alt=&quot;http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/3650_42632.jpg&quot; width=&quot;511&quot; height=&quot;225&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000; font-size: x-small;&quot;&gt;اینکه رییس و حاکم جامعه‌ی اسلامی، در مرکز و پایتخت حکومت خود، حاضر  نباشد در مواجهه با یک یهودی، اصول اسلامی را -حتی برای کسب چیزی که  درواقع، مال اوست- زیرپا بگذارد نشان از اوج احترام و ارزشی است که درخصوص  اقلیت‌های مذهبی قایل است. به‌نظر می‌رسد همه‌ی داعیه‌داران حکومت عادلانه و  مخصوصاً مدعیان آزادی و حقوق بشر در دنیا باید در محضر آموزه‌های اسلامی،  زانو بزنند تا از آن بهره‌مند گردند.&lt;br /&gt;همین جذابیت‌ها و شیرینی‌های حکومت  اسلامی است که سبب می‌شود تا در عصر ظهور حضرت‌حجت(عجل‌الله‌فرجه)، یک  اقبال عمومی از سوی تمام بشریت به‌وجود آید و حکومت جهانی مهدوی، در دنیا  مستقر گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #660000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #993300;&quot;&gt;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;-&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #993300;&quot;&gt;1- نهج‌البلاغه، نامه‌ی 53&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #993300;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #993300;&quot;&gt;2- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 34، ص 316&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/احترام-و-محبت-به-انسان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #660000; font-size: x-small;">گاه به جنبه‌ی بشریِ انسان و رعایت حقوق انسانی، چیزی است که از همان  دوران آغازین، مورد توجه دین اسلام قرار گرفته است. فطری و منطقی بودن نگاه  اسلام به حقوق انسان‌ها چنان مترقی و متعالی است که هنوز هم باوجود گذشت  سالیان طولانی از انشا و انتشار آن‌ها، تازه و جذاب است. آن‌ها که ندانسته و  بدون‌مطالعه، اسلام را متهم می‌کنند لازم است نگاهی عمیق و تحقیقی وسیع  انجام دهند تا به زیبایی‌های نگاهِ آخرین دین پروردگار، پی ببرند. </span></p>
<p><span style="color: #660000; font-size: x-small;">یکی از عرصه‌های مهم حقوق بشر، حق افرادی است که بلحاظ اعتقادی با حکومت  وقت، همراه نیستند و از دین و آیین دیگری، پیروی می‌کنند. ازنظر مباحث  حکومتی، اسلام درخصوص نحوه‌ی رفتار با این دسته از افراد چه نظری دارد؟</span></p>
<p><span style="color: #660000;"><br /><img class="decoded" src="http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_51277.jpg" alt="http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_51277.jpg" width="485" height="180" /></span></p>
<div><span style="color: #660000; font-size: x-small;"> </span></div>
<p><span style="color: #660000; font-size: x-small;">1400 سال پیش که هنوز مسأله‌ای به نام حقوق بشر، حتی مورد توجه و نظرِ  مدعیان امروزی هم نبود در رفتار و گفتار بزرگان اسلام، نکته‌ها و معارفی  وجود داشت که نشان از دیدگاهی مبتنی بر محبت و مهربانی نسبت به همه‌ی  انسان‌ها است. دیدگاهی که در یکی از موارد بروز و ظهورش، به والی منطقه‌ی  وسیعی از کشور اسلامی، توصیه می‌شود تا با همه -مسلمان و غیرمسلمان- رفتاری  مناسب داشته باشد و به آنان به چشم طعمه، نگاه نکند. دلیل این سفارش هم  این‌گونه بیان می‌شود که مردم آن منطقه یا مسلمان و برادر دینی تواند و یا  افرادی که در انسان‌بودن، نظیر و مانند تو هستند و همین دلیل، کافی است تا  رفتاری از سر مهربانی و خضوع با آنان داشته باشی.<span style="font-size: xx-small;">[1]</span></span></p>
<div><span style="color: #660000; font-size: x-small;"> </span></div>
<p><span style="color: #660000; font-size: x-small;">همان‌طور که ملاحظه کردید در 14 قرن پیش، بدون اینکه سازمان‌های ناظر  بین‌المللی وجود داشته باشند و بخواهند اِعمال فشاری بکنند حاکمان اسلامی،  با پیروی از معارف اسلام ناب، به صدور مترقی‌ترین و عادلانه‌ترین احکام  می‌پرداختند و همگان را از عطر اسلام عزیز، سرمست می‌کردند. البته رعایت  حقوق غیرمسلمانان فقط محدود به نامه‌ها و بخشنامه‌های رسمی نبود و در عمل  هم، رفتارهای عادلانه‌ی حیرت‌انگیزی از بزرگان اسلام، مشاهده شده است. در  یک مورد و به عنوان نمونه، می‌توان اشاره کرد به داستان زره گم‌شده‌ی حضرت  علی(علیه‌السلام) در جنگ صفین که آن‌حضرت پس از مدتی آن‌را در کوفه و در  دست یک شخص یهودی دید! امیرالمومنین (علیه‌السلام) که آن زمان، حاکم سرزمین  پهناور اسلامی هم بود با دیدن زره خود، از آن مرد یهودی به دادگاه شکایت  برد. در دادگاه، امام علی‌(علیه‌السلام) و آن مرد یهودی در کنار هم نشستند و  قاضی -که اتفاقا از طرف آن‌حضرت هم نصب شده بود- مشغول قضاوت شد. پس از  شنیدن ادعای حضرت‌علی(علیه‌السلام) درباره‌ی مالکیت آن زره، قاضی رو به  امام(علیه‌السلام) کرد و گفت: شما مدّعى هستید و این شخص منکر است، به همین  دلیل، ارائه‌ی شاهد برعهده‌ی شماست.  على(علیه‌السلام) خندید و فرمود:  قاضى راست مى‌گوید؛ اکنون باید شاهد بیاورم ولى من شاهدی ندارم. قاضى روى  همین اصل که مدّعى شاهد ندارد، به‌نفع آن یهودی حکم کرد و او هم زره را  برداشت و روانه شد. ولى مرد یهودی که خود بهتر مى‌دانست زره مال چه کسى  است، پس از آنکه چند قدم برداشت، برگشت و گفت: این طرز حکومت و رفتار از  نوع رفتارهاى بشر عادى نیست، از نوع حکومت انبیاست. سپس اسلام آورد و اقرار  کرد که زره برای على(علیه‌السلام) است و در مسیر صفّین از دست او افتاده  بود. حضرت‌علی(علیه‌السلام) هم از اسلام آوردن او خوشحال شد و زره را به او  هدیه داد.<span style="font-size: xx-small;">[2]</span></span></p>
<div><span style="color: #660000; font-size: x-small;"> </span></div>
<p><span style="color: #660000;"><br /><img class="decoded" src="http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/3650_42632.jpg" alt="http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/3650_42632.jpg" width="511" height="225" /></span></p>
<p><span style="color: #660000; font-size: x-small;">اینکه رییس و حاکم جامعه‌ی اسلامی، در مرکز و پایتخت حکومت خود، حاضر  نباشد در مواجهه با یک یهودی، اصول اسلامی را -حتی برای کسب چیزی که  درواقع، مال اوست- زیرپا بگذارد نشان از اوج احترام و ارزشی است که درخصوص  اقلیت‌های مذهبی قایل است. به‌نظر می‌رسد همه‌ی داعیه‌داران حکومت عادلانه و  مخصوصاً مدعیان آزادی و حقوق بشر در دنیا باید در محضر آموزه‌های اسلامی،  زانو بزنند تا از آن بهره‌مند گردند.<br />همین جذابیت‌ها و شیرینی‌های حکومت  اسلامی است که سبب می‌شود تا در عصر ظهور حضرت‌حجت(عجل‌الله‌فرجه)، یک  اقبال عمومی از سوی تمام بشریت به‌وجود آید و حکومت جهانی مهدوی، در دنیا  مستقر گردد.</span></p>
<p><span style="color: #660000;"> </span></p>
<p><span style="color: #660000;"> </span></p>
<p><span style="color: #660000;"> </span></p>
<p><span style="color: #993300;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span></p>
<p><span style="color: #993300;">1- نهج‌البلاغه، نامه‌ی 53</span></p>
<p><span style="color: #993300;"> </span></p>
<p><span style="color: #993300;">2- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 34، ص 316</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/احترام-و-محبت-به-انسان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/رمز-پیروزی-انقلاب-اسلامی-از">
	<title>رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/رمز-پیروزی-انقلاب-اسلامی-از</link>
	<dc:date>1393-10-27T18:23:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>بدون موضوع</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img style=&quot;vertical-align: middle;&quot; src=&quot;/media/blogs/yasekabodemadine/1_8811120794_L600-480x336.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;553&quot; height=&quot;336&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;strong&gt;پس  از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشیدکه پرتوهای معنوی این بارقه الهی   مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و  رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و  دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان  را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز  پیروزی آن فرمودند: «… این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر  طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت  ما جنبه معنوی و اسلامی داشت…» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد.  این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده،  برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/رمز-پیروزی-انقلاب-اسلامی-از&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><span style="font-size: small;"><strong><img style="vertical-align: middle;" src="/media/blogs/yasekabodemadine/1_8811120794_L600-480x336.jpg" alt="" width="553" height="336" /></strong></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>پس  از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشیدکه پرتوهای معنوی این بارقه الهی   مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و  رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و  دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان  را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز  پیروزی آن فرمودند: «… این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر  طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت  ما جنبه معنوی و اسلامی داشت…» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد.  این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده،  برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».</strong></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/رمز-پیروزی-انقلاب-اسلامی-از">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/مادر-شهید-1">
	<title>مادر شهید</title>
	<link>https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/مادر-شهید-1</link>
	<dc:date>1393-10-27T17:23:00Z</dc:date>	<dc:creator>سلطاني كجوري</dc:creator>
	<dc:subject>شهدا</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;vertical-align: top;&quot; src=&quot;/media/blogs/yasekabodemadine/ شهيد جاويدالاثر_1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;640&quot; height=&quot;387&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;مادرش میگفت!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;سخت تر از نبودنش &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;یادآوری آخرین لبخند پسر شهیدش بود &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;سلامتی همه مادران شهدا صلوات &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/مادر-شهید-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img style="vertical-align: top;" src="/media/blogs/yasekabodemadine/ شهيد جاويدالاثر_1.jpg" alt="" width="640" height="387" /></p>
<p><span style="font-size: large;">مادرش میگفت!</span></p>
<p><span style="font-size: large;">سخت تر از نبودنش &#8230;</span></p>
<p><span style="font-size: large;">یادآوری آخرین لبخند پسر شهیدش بود &#8230;</span></p>
<p><span style="font-size: large;">سلامتی همه مادران شهدا صلوات &#8230;</span></p>
<p><span style="font-size: large;"> </span></p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yasekabodemadine.kowsarblog.ir/مادر-شهید-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>
</rdf:RDF>
